زمزمهی رو به خاموشی چشمههای دیواندره، فریاد عطشناک مراتع
دیواندره، سرزمین چشمههای جوشان، این روزها با بیآبی غریبه نیست. چشمههایی که روزگاری مایه حیات مراتع، کشاورزی و حیاتوحش بودند، حالا یکی پس از دیگری خشک میشوند. آیا این میراث ارزشمند برای همیشه خاموش خواهد شد، یا هنوز فرصتی برای نجات آن باقی مانده است؟
قطرههای بلورین آب از دل سنگها جاری میشدند، نوای زلالشان موسیقی زندگی بود، و هر رهگذری که از کنارشان عبور میکرد، جرعهای از طراوت طبیعت را مینوشید. اما حالا، این چشمهها یکی پس از دیگری خاموش میشوند؛ زمزمهشان به نجواهای ضعیفی بدل شده و بسیاری دیگر کاملاً خاموش شدهاند. دیواندره، سرزمینی که روزگاری با نام چشمههایش شناخته میشد، امروز با خطر بیآبی دستوپنجه نرم میکند.
گنجینهای به نام چشمههای دیواندره
کوههای دیواندره، بهویژه کوههای چهلچشمه و دشت سارال، سرچشمهی حیاتبخش بسیاری از چشمههای این منطقه بودهاند. آبی که از دل این کوهها جاری میشد، نهتنها سیرابکنندهی زمینهای کشاورزی و مراتع بود، بلکه زیستگاه گیاهان دارویی و خوراکی بسیاری را نیز فراهم میکرد.
وجود تعداد بیشماری از کانیها (چشمهها) در این منطقه، چنان با فرهنگ مردم دیواندره آمیخته شده که نام بسیاری از روستاهای آن با واژهی “کانی” گره خورده است؛ ازجمله کانی سفید، کانی چای، کانی کبود، هزارکانیان، کانی شیرین، و کانی سید مراد. این نامها نهتنها نشانهی قدمت تاریخی این چشمهها، بلکه گواهی بر فراوانی و اهمیت آنها در زندگی مردم این خطه است.
خشکسالی و دستکاریهای انسانی؛ دو تیغ بُرنده بر گلوی چشمهها
بااینحال، در دو دههی اخیر، روند نگرانکنندهای آغاز شده است. خشکسالیهای مداوم، تغییرات اقلیمی، و مهمتر از همه، دستکاریهای انسانی ازجمله برداشتهای بیرویه، حفر چاههای عمیق، و نابودی مسیرهای طبیعی آب، ضربهای سنگین به این میراث ارزشمند وارد کرده است. بسیاری از چشمهها یا خشک شدهاند یا میزان آب آنها بهشدت کاهش یافته است. این تغییرات نهتنها حیات وحش منطقه را به خطر انداخته بلکه مراتع را نیز نابود کرده است؛ مراتعی که روزگاری محل رشد گیاهان دارویی و علوفهای طبیعی بودند و اکنون در حال تبدیلشدن به زمینهای بایر و خشک هستند.
زنگ خطر برای آینده
خشکیدن این چشمهها تنها یک مشکل زیستمحیطی نیست، بلکه مستقیماً بر زندگی مردم منطقه تأثیر میگذارد. کشاورزی و دامداری، که از ارکان اصلی معیشت روستاییان هستند، با کمبود آب دچار بحران شدهاند. کوچ اجباری برخی خانوادهها از روستاها، کاهش تولیدات کشاورزی و دامداری، و حتی افزایش ریزگردها و آلودگی هوا، همه و همه از پیامدهای نابودی این منابع آبی ارزشمند هستند.
راهکار چیست؟
نجات چشمههای دیواندره نیازمند اقدام فوری و برنامهریزی دقیق است. مدیریت بهینهی منابع آب، ممنوعیت برداشتهای بیرویه، احیای مسیرهای طبیعی آب، و فرهنگسازی برای حفظ منابع طبیعی، ازجمله اقداماتی است که میتواند این میراث در حال انقراض را نجات دهد. بدون تردید، اگر امروز برای احیای این چشمهها قدمی برداشته نشود، در آیندهای نهچندان دور، تنها نامی از این کانیهای ارزشمند در تاریخ باقی خواهد ماند.
بیایید پیش از آنکه دیر شود، چشمان خود را به روی این بحران باز کنیم و با گامهایی محکم، برای حفظ این سرمایهی بیبدیل تلاش کنیم. چشمههای دیواندره، همچنان میتوانند جاری باشند، اگر بخواهیم…
باوجوداینکه دیواندره هنوز سرسبزی خود را حفظ کرده، اما کم شدن چشمهها زنگ خطری جدی برای آیندهی این منطقه است. مراتع سبز امروز، وابسته به رطوبتی هستند که این چشمهها در خاک و هوا ایجاد میکنند. کاهش تدریجی منابع آبی به معنای فرسایش خاک، کاهش پوشش گیاهی، و درنهایت، بیابانزایی است. اگر این روند ادامه یابد، ممکن است در سالهای آینده دیگر خبری از آن مراتع پرطراوت و زمینهای حاصلخیز نباشد.
هماکنون نیز نشانههای این تغییرات قابل مشاهده است. مناطقی که زمانی پوشیده از علفزارهای انبوه و مراتع سرسبز بودند، حالا کمکم جای خود را به زمینهای نیمهخشک و فقیر دادهاند. دامداران، که برای تأمین خوراک دامهایشان به این مراتع وابستهاند، مجبور شدهاند هزینههای بیشتری برای تأمین علوفه بپردازند. از سوی دیگر، ازبینرفتن این پوشش گیاهی میتواند تعادل اکوسیستم منطقه را بر هم بزند و باعث افزایش فرسایش خاک و سیلابهای مخرب در فصول بارندگی شود.
دیواندره هنوز زنده است، اما اگر همین امروز برای حفظ چشمههایش چارهای نیندیشیم، فردا ممکن است تنها خاطرهای از آن مراتع حاصلخیز باقی بماند. آیا اجازه خواهیم داد که آواز چشمههای دیواندره برای همیشه خاموش شود؟
یادداشت – دریا ویسی
شما هم در قسمت نظرات در مورد این مطلب بنویسد بعد از تائید مدیر منتشر خواهد شد

Good