لزوم تغییر نگاه ها به معلولان

عدالت خبر –  روز جهانی معلولان (۱۲ آذر) بهانه و مستمسکی برای ادای احترام  و ارج نهادن به مقام و شانیت قشر معلولان. در جامعه‌ی ما که در یک خط مراسم مرکزی و مراسم مدارانه سیر می‌کند و در مراسمات و تشریفات رسمی، کلیشه‌ای و تا حدودی بایگانی شده که پیرامون آن روز تقویمی برگزار می‌گردد در قرابت آن روز تازه به ذهنمان خطور می‌کند که معلولانی نیز وجود دارند که دارای یک دنیا مطالیات، نیازها و گرایشهایی هستند که با گرمی و طراوت پذیرای خنده‌ها، گریه‌ها و دغدغه‌های آنان می‌شویم اما همین که صفحه تقویم را با گذشت زمان تورق زدیم دوباره روز از نو، روزی از نو….

چرا که از فردای همان روز پرداختن به این قشر و تبادل افکار در زمینه نارساییها و نقایص موجود و بعبارتی گوش دادن به درددلها و …را (در ۳۶۴ روز دیگر) به بوته فراموشی می سپاریم و گاهی اوقات نیز یادآوری آن را تکراری و تاریخ مصرف گذشته می پنداریم غافل از اینکه این معلولان گرانقدر در حال زندگی می کنند و مطالباتشان نیز زنده و به روز می باشد همچون انسان سالم!!!

بی شک نگاه و رویکرد در جامعه‌مان نسبت به این قشر یک رویکرد بیمارگونه و نادرست  است چرا که بیش از آنکه ذهن خویش را بر توانایی‌ها، استعدادها و قابلیتهای آنان معطوف بداریم بر نیمه خالی لیوان یعنی ناتوانایی‌ها، عدم کارایی و از کارافتادگی آنان تکیه می‌زنیم و در شکل شدیدتر آنان را سربار جامعه و خانواده می دانیم…  که این واکنش ما در قبال جامعه‌ی معلولان بطور ناخودآگاه یا خودآگاه بر فقدان عزت نفس، عدم خودباوری، طرد وانزوای اجتماعی آنان دامن می‌زند و در بیشتر مواقع نیز برای تکریم و خشنودی آنان بصورت مقطعی، نمایشی و تبلیغاتی رفتاری ترحم انگیز و دلسوزانه را چاشنی کار خود می‌کنیم و به عیادتشان می رویم  غافل از اینکه همین رفتار بر خانه‌نشینی و گوشه‌گیری آنان صحه می‌گذارد…که ای کاش این افراد می دانستند چقدر معلولین از این حرکات نمایشی دچار رنجش و آزردگی خاطر می شوند.

در جامعه ما که غریزه مبتنی بر احساس بطور چشمگیری بر عقلانیت چیرگی دارد که حتی در مکانیسم ارتباطی خود با افراد بنظر سالم از نظر فیزیکی، دچار توهمات، تعصب، پیشداوری و به بیان عامتر(از دریچه خود دیدن) می‌شویم و نظرات ودیدگاههای فرستنده پیام که قصد دارد از طریق ارتباط به ما بعنوان گیرنده پیام داده‌های را انتقال دهد تحت الشعاع همان تعصب، پیشداوری و تعمیم ناروا قرار گرفته که شاید آن فکر و ایده برتر فرستنده مورد شماتت و نکوهش گیرنده قرار گیرد. این مثال بر همان بینش افراد نسبت به جامعه معلولان بیش از پیش مصداق عینی پیدا می‌کند و در این راستا معلولان در فرایند ارتباطی صرفا گیرنده داده‌ها و اطلاعات چه مفید وچه غیر مفید هستند نه انتقال دهنده داده‌ها. به بیان دیگر همین پیشداوریها و قضاوتها مانع اصلی در برقراری ارتباط با معلولین می باشد و با این ذهنیت که فقط افراد سالم درست می اندیشند و دارای تفکر و عقلانیت هستند این عزیزان را بیش از پیش ایزوله و بایکوت می سازیم ودر پاره ای از مواقع در مهمانی ها، در مجالس و جلسات حتی به حرفهایشان و تحلیلهایشان نیز گوش نمی دهیم … اما شواهد در گوشه و کنار این جهان نشانگر آنست که همین معلولین به موفقیتها و پیشرفتهایی دست یافتند که افراد سالم حتی از درک آن ناتوان و عاجز مانده اند…موفقیتهای ورزشی، علمی ،هنری ، سیاسی و… همه گویای این واقعیت است که معلولان اگر به روحیه خودباوری و خودپنداره مثبت دست یازند و ما هم در این راستا نقش تسهیل کننده و حمایتگر را بازی کنیم نه مانع، مسلما هر روز شاهد پیشرفتهای دیگری از آنان خواهیم بود.

جامعه معلولان بیش از پیش نیازمند عینیت بخشی، واقعیت نگری، مشارکت در تمام ابعاد، ایفای نقش، آموزش، اشتغال و… می‌باشند نه گوش دادن از سر ترحم، نه بوسیدن از سر نمایش، نه تعارف از سر اجبار، و صدها نه دیگر. چرا که این شاید، نوای جهانی وغیر قابل اغماض جامعه معلولین باشد.

 ناصر کریمیان.کارشناس و پژو هشگر مسائل اجتماعی

 

شما هم در قسمت نظرات در مورد این مطلب بنویسد بعد از تائید مدیر منتشر خواهد شد