وجود ۳/۵درصد از بافت فرسوده کشور در کردستان
وجود بافتهای فرسوده در شهرهای مختلف کردستان از اساسیترین دغدغههای شهروندان و مسئولان مربوط دراستان است. براساس آمارها، سهم این استان از بافتهای فرسوده موجود در کشور ۲۱۴۰ هکتار است.براین اساس کردستان معادل۳/۵درصد از بافتهای فرسوده کشور را در خود جا داده است.
به گزارش عدالت خبر، دراین میان سنندج از شاخصترین شهرهای استان درزمینه وجود بافت فرسوده بوده و حدود ۱۵تا ۲۰درصد از این بافتها را به خود اختصاص داده است.دراین زمینه با «شاهو کشاورزی» کارشناس واحد معماری و شهرسازی اداره کل راه و شهرسازی استان به گفتوگو نشستیم که در ادامه میخوانید.
- اصولا چه تعریفی از بافتهای فرسوده وجود دارد؟
در پهنه شهری بافتهایی «فرسوده» نامیده میشوند که ۳ نقص ریزدانگی، عرض کم و درهم تنیدگی معابر و نیز ضعفهای سازه ای و پایداری ساختمانها را داشته باشند. پهنههایی که این ویژگیها را دارند، بافت فرسوده نامگذاری میشوند. معمولا در ادبیات گفتاری ما عنوان «فرسوده» به شیئی اطلاق میشود که زائد و دور ریختنی باشد، درحالی که این تعریف درباره بافتهای فرسوده، جفا درحق داشتههایی است که در اختیار ما قرار دارد.
ویژگی اساسی بافتهای شهری، زندگی و حرکت درطول زمان است. با توجه به اینکه کار و فعالیت و حرکت انسان درون بافت، زمینهساز تغییر مداوم آن میشود، اگر به هردلیل، چرخ زندگی درون بخشی از بافت شهری از حرکت بایستد یا کند شود، مردم ساکن درآن، در یک بازه زمانی متوقف میشوند و چرخه بازتولید مداوم درون آن پهنه شهری دچار نقص میشود. به اینترتیب میتوان گفت بافتهایی فرسوده هستند که دگرگونی و تحول مداوم را در طول زمان از دست دادهاند و تبدیل به بافتهای ایستایی شدهاند که با از دست دادن توان حرکت، قابلیت زندگی در زمان حال را ندارند. موضوع دیگر این است که ازنظر تئوری ۳تقسیم بندی مشخص در زمینه بافتهای شهری کشور که عمدتا در مراکز شهرها واقع شدهاند، وجود دارد؛ از جمله بافتهای دارای ارزش تاریخی، سکونتگاههای غیررسمی و بافتهای فرسوده و ایستا.دراین میان از دید کارشناسی چنین تقسیم بندیای وجود ندارد، چراکه این ۳ ویژگی بهصورت همزمان در پهنهها وجود دارد و تقسیم آنها و تعیین ضوابط مشخص برایشان و نیز واگذاری مسئولیت و اداره هریک به ارگانهای ویژه خود، سبب بروز مشکلات زیادی شده است. هرگونه طرحی که بهصورت مجزا و بدون پیوستگی میان این ۳بافت برای پهنههای مورد نظر تهیه شود، محکوم به شکست است. بنابراین یکپارچگی و اتخاذ تصمیمهای پیوسته ضروری است.
- چه میزان بافت فرسوده در کردستان وجود دارد؟
براساس آمارهای مربوط به سال گذشته، در سراسر کشور حدود ۶۰هزارهکتار بافت فرسوده وجود دارد که سهم کردستان از این میزان، ۲۱۴۰هکتار است. دراین میان سنندج با ۶۷۲ هکتار، بیشترین مساحت بافت فرسوده استان را دارد. همچنین بانه ۳۴۵هکتار، سقز ۲۷۴هکتار، مریوان ۲۰۰هکتار، بیجار ۱۹۷هکتار و قروه ۹۸هکتار بافت فرسوده دارند.
حدود ۳/۵درصد از بافتهای فرسوده کشور در کردستان قرار دارد و ۱۵ تا ۲۰درصد از این بافتها در استان نیز در سنندج واقع شده است. معیار شناسایی این بافتها نیز همان ۳ شاخص پیش گفته است. این آمار چشمانداز روشنی برای آگاهی از وضع بافت فرسوده استان پیش روی ما قرار میدهد.
- در احیای بافتهای فرسوده استان چه ویژگیهایی باید درنظر گرفته شود؟
برای توسعه شهری ۲رویکرد را میتوان درنظر گرفت؛ نخست توسعه لبههای شهری و افزایش وسعت شهر و دوم توسعه درونی و اصلاح از درون. دراین میان نسبت به زمان، نوع شهر و ویژگیهای آن، میتوان هریک از این ۲ رویکرد یا ترکیبی از آنها را بهعنوان راهبرد توسعه درنظر گرفت.
راهبرد دوم در توسعه شهرها نقاط مثبت زیادی دارد. در این نوع توسعه از بافتها و زیرساختها با بازدهی بهتری استفاده و بازآفرینی در مکانهایی انجام میشود کهلایههای هویتی مثبت انباشت شده در طول زمان درآن، دراختیار ما قرار دارد. در دولت یازدهم، سیاستهای مبتنی بر توسعه درون زا و بازآفرینی با قدرت بیشتری پیگیری میشود. توسعه درون زا، پیچیده، ظریف و مبتنی بر روشهای ویژه و نیازمند سیاستهایی است که با ظرافت، گذشته را به آینده متصل کند و درعین اینکه به هویت شهری ضربه نمیزند، آن را برای آینده نیز مهیا کند. نکته دیگر درباره ویژگیهای بازآفرینی بافتهای فرسوده، ضرورت کند بودن روند بازسازی است. باید بدانیم که انجام فعالیتهای بدون پشتوانه مطالعاتی صحیح دراین بافتها، بسیار آسیب زاست.
- چه موضوعهای مهمی در سند ملی بازآفرینی بافتهای فرسوده وجود دارد؟
سند ملی بازآفرینی بافتهای فرسوده تهیه و اقدامهای اداری درباره آن آغاز شده است، اما نکته مهم، نحوه کمک دولت به بازآفرینی دراین بافتها و ۲شاخص مهم، یعنی مشارکت پذیری مردم بهعنوان ساکنان و سرمایهگذاران بخش خصوصی است. متأسفانه تاکنون راهبرد کلان و جامعی در زمینه برانگیختن بخش خصوصی و همکاری مردم و نیز ساده کردن فرایند و روند پرداخت تسهیلات در دولت برای این بافتها حاصل نشده است. قرار بود سالانه ۳۰۰ هزار وام ۳۰ تا ۵۰ میلیون تومانی درقالب بافتهای فرسوده در سراسر کشور به تناسب نوع شهرها به مالکان و سازندگان پرداخت شود، اما این تعداد وام به ۵۰هزار مورد در سال کاهش یافته است. دراین میان نکته مهمی وجود دارد و آن، این است که معمولا بافت فرسوده را بهعنوان ذخیره بازتولید مسکونی در شهرها میدانیم، درحالی که فقط یکی از کارکردهای این بافتها، پیش بینی برای استفاده مسکونی است. به دلیل قرارگرفتن بیشتر بافتهای فرسوده در مراکز شهری، بازتولید آنها بهصورت مسکونی اقدام نادرستی است، چراکه در فرایند دگرگونی مداوم شهری، برخی محلهها به تناسب زمان، کارکرد اولیه خود را که مسکونی بوده است از دست میدهند و قابلیت دستیابی به کارکردهای جدید را پیدا میکنند. مشکلی که وجود دارد این است که روند تسهیلاتدهی دولت فقط محدود به حوزه کاربریهای مسکونی، آن هم به شکل اندک و البته طولانی است، علاوه بر اینکه این تسهیلات ممکن است با کارکرد مطلوب بافت تضاد داشته باشد و بر قالبهای غیرمسکونی بافتهای فرسوده اثر منفی بگذارد.
- تا چه اندازه از ظرفیتهای مردم و بخش خصوصی برای احیای بافتهای فرسوده استفاده شده است؟
واقعیت این است که نتوانسته ایم بخش خصوصی را برای توسعه بافتهای فرسوده چه در کل کشور و چه در کردستان جذب کنیم. در حوزه مشارکتهای مردمی نیز از ظرفیتهای سازمانهای مردم نهاد برای اتصال اهداف دولت و مردم در چارچوب اعتمادسازی، بهرهاندکی برده شده است. باید این موضوع را بدانیم که در حوزه مشارکت مردمی، مهمترین شاخص، اعتمادسازی است. سرعت، دقت و ظرافت در کار در بافتهای فرسوده و تاریخی و نیز رعایت حقوق و مطالبات مردم، شاخصهای اعتمادسازی را خلق میکنند و درآن صورت با جلب مشارکت شهروندان، میتوان در یک بازه زمانی، اصلاح بافتها و بازآفرینی را انجام داد. مناطقی در شهرها وجود دارند که قابلیت صرف مسکونی بودن خود را از دست دادهاند و بازآفرینی در آنها باید متفاوت باشد و با شرایط کنونی، امکان سرمایهگذاری کلان در این بافتها اندک است و باید به دنبال روشها و طرحهای دیگر برویم. موضوع دیگر این است که باید بستههای سرمایهگذاری را برای سرمایهگذاران در این حوزه تعریف و انگیزه مالی و اقتصادی برای آنان ایجاد کنیم، چراکه سرمایه به جایی میرود که سود حداقلی و امنیت سرمایهگذاری را داشته باشد. اگر صرفا منتظر اختصاص اعتبارات دولتی برای احیای این بافتها باشیم و مدیریت شهری محلی، اقدامهای ویژهتری در این حوزهها انجام ندهد، عقب خواهیم ماند.
- شاخص خط فقر مسکن در استان درچه سطحی قرار دارد؟
شاخصی برای خط فقر مسکن شهری تعریف شده که عبارت است از هزینه اجاره یک واحد مسکونی استاندارد با حداقل زیربنای ۶۰مترمربع در سال. براساس آمارها ۲۷درصد از خانوادههای کردستانی زیر خط فقر مسکن قرار گرفتهاند و توان پرداخت اجاره سالانه یک واحد مسکونی استاندارد با حداقل زیربنای ۶۰ متری را ندارند که جایگاه استان ما را در این زمینه در رتبه نهم کشور قرار داده است. این تعداد از مردم در سکونتگاههای غیررسمی یا در بافت فرسوده قرار میگیرند. بنابراین باید گفت مکانیابی آنها رابطه مستقیمی با خط فقر مسکن دارد.
- و حرف پایانی؟
در یک جمع بندی کلی باید گفت نخستین چالش در زمینه ارتباط پهنههاست. باید بافتهای فرسوده، سکونتگاههای غیررسمی و بافتهای با ارزش تاریخی را بهصورت یکپارچه دید، اما اکنون ۱۰ دستگاه در این زمینه دخیلند که این موضوع بازدهی بازآفرینی را پایین میآورد.درک نکردن واقعیتهای موجود در تهیه طرحها و پیش بینی نکردن روشهای واقع بینانه در جلب مشارکتهای مردمی و سرمایه گذاران از چالشها در حوزه بافتهای فرسوده است و چالش بعدی اینکه بافتهای فرسوده عمدتا بهعنوان زمینهای با قابلیت بازآفرینی مسکونی دیده میشوند. پیشنهادی که میتوان ارائه داد این است که در ابتدا مرجع واحد تصمیمگیری در این حوزه باید وجود داشته باشد که مهمترین کارکرد آن، یکپارچه سازی نهادها و بافتهاست. در گام بعد، چشماندازهای شهری باید تعیین شوند. همچنین طرحهای موضعی و موضوعی در قالب این چشمانداز برای محلات قرار گرفته در این ۳ بافت باید درنظر گرفته شود.نباید در دام طرحهای یکجانبه و تک بعدی گرفتار شویم و طرحها باید ضمن ارائه برون دادهای شهرسازانه، دارای منطق اقتصادی سرمایهگذاری بوده و اجرای طرح را بهصورت دقیق و واقعگرایانه پیش بینی کند.
خبرنگار: هیوا قاسمی
شما هم در قسمت نظرات در مورد این مطلب بنویسد بعد از تائید مدیر منتشر خواهد شد