۳کودک ناشنوای دیواندره؛ چشم به راه مهر خیران

عدالت خبر – مشکلات روزمره و اقتصادی،‌گاه زندگی را برای بخشی از جامعه بسیار سخت می‌کند، اما اگر در کنار این مشکلات فرد دچار بیماری و مشکلات خاص دیگری هم باشد، سختی‌های زندگی دوچندان می‌شود. یکی از مشکلاتی که امروز بیشتر خانوارها را دربرگرفته، بالا بودن هزینه‌ها برای درمان و مداوای بیماری است.

با وجود اجرای طرح‌های بیمه سلامت در کشور و کردستان، هنوزهم هستند خانوارهایی که نیاز به حمایت مسئولان و خیران دارند و نباید نقش این دو را در تأمین هزینه‌های درمانی بیماران کم بضاعت و بی‌بضاعت نادیده گرفت.

به سوی روستای «تبریزخاتون»
حضور خیران در حوزه بهداشت و درمان در کردستان توانسته است تاحدودی مشکلات بیماران استان را رفع کند، اما این فعالیت‌ها جوابگو نیست و هنوز در روستاهای استان هستند افرادی که تنها به دلیل ناتوانی در تأمین هزینه‌های زندگی و درمانی خود از پیگیری مشکلات جسمی منصرف شده‌اند و چشم به رحمت و عطوفت الهی دوخته‌اند.
یکی از این خانوارها، خانواده «عابد جوزی» است که در یکی از روستاهای دیواندره زندگی می‌کند. پدر این خانواده دیواندره‌ای که ۳فرزند ناشنوا دارد، با استمداد از مسئولان انتظار دارد برای بهبود وضع کودکانش، وی را حمایت کنند.
برای تهیه گزارشی از وضع زندگی این خانواده‌، دیواندره را به مقصد روستای «تبریز خاتون» ترک می‌کنیم و بعد از گذشتن از روستاهای «قلعه ریحانه» و «برده ره‌ش» و طی ۱۸کیلومتر جاده خاکی، به روستای تبریز خاتون می‌رسیم؛ روستایی با بافت قدیمی و کمبود امکانات و خدمات، همانجا که ۳ خواهر و برادر مشکل شنوایی دارند. همراه با دهیار روستا منزل این خانواده را پیدا کردیم؛ کودکانی که در کنار پدر و نامادری در خانه‌ای روستایی زندگی می‌کنند فرزند بزرگ آنها دختر و «ندا جوزی» نام دارد که ۹ ساله است و به اصرار خود تا کلاس دوم را در مدرسه عادی روستا گذرانده است، هرچند اکنون تنها می‌تواند نام خود و دوستانش را بنویسد.
معلم ندا به خانواده‌اش گفته است که با وجود همه استعدادهای این دختر، بیش از این نمی‌توانم به او آموزش خواندن و نوشتن بدهم، چون تخصص آن را ندارم و از آنجا که باید با اشاره به این دختر درس را آموخت نیازمند حضور در مدارس استثنایی کشور و استفاده از امکانات آن است.

مشکل ادامه تحصیل کودکان خانواده جوزی
با حضور درجمع خانوادگی عابد جوزی از نزدیک با مشکلات و کمبودهای این خانواده آشنا می‌شویم؛ نیازها و مشکلاتی که تنها با حمایت خیران و مسئولان استانی رفع می‌شود.
خانه‌ مسکونی آنها بافتی سنتی با حیاطی بزرگ دارد که هنوز کف آن سیمان‌کاری نشده و کودکان بیشتر اوقات را در این حیاط به بازی سپری می‌کنند.
پس از چند دقیقه پدر خانواده ما را به داخل منزل هدیت می‌کند؛ خانه‌ای از جنس مهر و محبت، خانه‌ای که با وجود کمبودهای مادی، از مهر و محبت فراوانی برخوردار است. با آنها وارد گفت‌وگو می‌شویم و در کنار آنها حس عجیبی پیدا می‌کنیم، مشکلات آنها را حس می‌کنیم و به مشکل ادامه تحصیل فرزندان جوزی می‌پردازیم.
علاقه ندا به نوشتن و درس خواندن را از گرفتن دفترچه‌ام فهمیدم. ندا بعد از گرفتن دفترچه یادداشتم شروع به نوشتن کرد و اسامی خانواده و دوستانش را روی آن به رشته تحریر درآورد. درواقع با این کار خود به ما فهماند که تشنه یادگیری و آموزش است و باید برای ادامه تحصیل وی در مدارس استثنایی،‌کاری کرد، اما افسوس که ما از این‌قدرت بی‌بهره‌ایم و توان این کار را نداریم.
«ناهید» ۷ساله نیز فرزند دوم خانواده جوزی است که آرام در گوشه‌ای نشسته است و حرکات ما و دوربین عکاسی را دنبال می‌کند. او هم مانند خواهر بزرگ‌ترش مشکل شنوایی دارد و از چهره‌اش نمایان است که از این قضیه ناراحت و نگران است.
«محمد» فرزند سوم خانواده است؛ پسری که از ظرفیت‌ و توانایی‌های خاصی برخوردار است و تنها ۳سال سن دارد. وی با توپ هفت سنگی که در دست دارد در حال بازی کردن است. محمد هم همچون خواهرانش مشکل شنوایی دارد، اما گویا هنوز امیدی برای درمان ناشنوایی محمد وجود دارد.
پدر این ۳ بچه ساکن و اصالتا اهل روستای تبریز خاتون دیواندره است که از میراث پدری، یک خانه روستایی و مقداری زمین کشاورزی به ارث برده است.

امیدوار به درمان کودک سوم
سرپرست خانواده از اینکه نمی‌تواند برای رفع مشکل شنوایی فرزندانش‌کاری کند، ناراحت است و می‌گوید که این موضوع برایش عذابی شده است، اما با این اوصاف هنوز امیدش از خدا قطع نشده و در انتظار فرجی است تا گره از مشکل و کار فروبسته‌اش گشوده شود.
عابد جوزی با اشاره به وضع زندگی خانوادگی اش اظهارمی‌کند: مادر این بچه‌ها حدود ۳سال قبل طلاق گرفت ومن و این بچه‌ها را تنها گذاشت. من هم به اجبار چون نمی‌توانستم از این بچه‌ها نگهداری کنم، برای بار دوم ازدواج کردم و البته زن دومم به خوبی از آنها نگهداری می‌کند.
پدر خانواده از نبود حمایت مسئولان ابراز نگرانی می‌کند و می‌گوید: از وقتی که نخستین فرزندم به دنیا آمده به دنبال آن بوده‌ام تا زیرپوشش کمیته امداد امام خمینی(ره) یا سازمان بهزیستی قرار گیرم تا اینکه بتوانم با استفاده از تسهیلات درمانی برای مداوای مشکل شنوایی فرزندانم اقدامی انجام دهم، اما تا به امروز که فرزند سومم ۳سال سن دارد، هیچ کمکی ازسوی این ۲ نهاد حمایتی دریافت نکرده‌ام.
جوزی ادامه می‌دهد: برای کاشت حلزون شنوایی که برای کودکان زیر ۷سال کاشت می‌شود تا شنوایی را به دست آورند پول ندارم. اگر این پول را داشتم حداقل می‌توانستم به شنوا شدن فرزند کوچکم امیدوار شوم.
وی همچنین با اشاره به آرزوها برای تحصیل فرزندانش اظهارمی‌کند: خیلی دلم می‌خواهد که فرزندانم حداقل سواد خواندن و نوشتن را یاد بگیرند، اما در این روستا مدرسه دانش‌آموزان استثنایی وجود ندارد و توان مالی آن را هم ندارم تا در دیواندره ساکن شوم یا سرویس رفت و برگشت برای آنها بگیرم و از این‌رو مشکلی دیگر بر مشکلات این بچه‌ها افزود می‌شود و دستم هم از همه جا کوتاه است.
پدر خانواده با اشاره به استعداد و توانایی فرزندانش می‌گوید: این بچه‌ها از هوش بسیار خوبی برخوردارند و ازنظر ذهنی مشکلی ندارند که همین موضوع سبب شده است تا نگهداری از آنها برایم راحت باشد.
جوزی اضافه می‌کند: برای دست یافتن به آرزوهایم که سلامتی فرزندانم است از هیچ تلاش و کوششی فروگذار نمی‌کنم و تا بتوانم برای آنها تلاش می‌کنم، اما افسوس که دستم کوتاه است و‌کاری از من برنمی آید تا مشکل آنها را کمتر کنم.

خانواده‌های چشم انتظار
بسیارند خانواده‌هایی مانند جوزی که چشم به راه حمایت‌های مادی و معنوی مسئولان و خیران حوزه سلامت هستند تا بلکه سروسامانی به زندگی خود دهند.
باید برای رفع مشکل این خانواده‌ها همت گمارد به یاری آنها شتافت. اکنون این خانواده ۵ نفره نیازمند حمایت مسئولان و خیران هستند تا کودکانشان بتوانند به زندگی عادی خود بازگردند و مانند کودکان دیگر از امکانات تحصیلی در مدارس استفاده کنند.
ماه مبارک رمضان بهترین فرصت برای رسیدگی به وضع خانواده‌های تهیدست استان است؛ خانواده‌هایی که چشم انتظار همت مردم نوعدوست استان هستند.

 

نویسنده: هیوا محمدپور/دیواندره‌ـ خبرنگار

شما هم در قسمت نظرات در مورد این مطلب بنویسد بعد از تائید مدیر منتشر خواهد شد