در گذشت امید غلامی

مامۆستاو دۆستی ئازیزم *کاک ئومید غوڵامی *هه‌واڵی مه‌رگت له‌ ناکاو هات و په‌ نجه‌ی مه‌رگ ده‌لی هه‌موومانی گۆشی….نازانی ….بۆ هه‌میشه‌ له‌ یاده‌وریه‌کانمان ئه‌مینیته‌وه‌..

1454761_475160592596619_611866334_n

شعری از امید غلامی:
چشمانم خستگی پلک هایم را تاب ندارد
و روحم یارای این همه درد
به آرامی چشمانم را بر هم می گذارم و شوری سخت زیبا مرا در خود
فرو می برد.
و چیزی هم جون خواب مرا در بر می گیرد
بگذار لحظه ای بیاسایم ،تنها ،لحظه ای
و صدایی که رویایت را با خود می برد .
چه سخت است واقعیتی که تو را اندک اندک هم چون جسم گندیده ای
در خود تجزیه می کند و رویاهایت را هم چون یک حباب از هم می پاشد
من ار حقیقت این واقع کافرم
تنها و تنها دمی مرا با این خیال تنها بگذار.

لا لایه ن مشاوران ، مدیر و تواوی گروپی سایتی  عدالت خبر  سه ره خۆشی له بنه ماڵه ی کاک ئۆمید و خزم وکه س و کاری ده که ین، رۆحی شاد بێت

شما هم در قسمت نظرات در مورد این مطلب بنویسد بعد از تائید مدیر منتشر خواهد شد